نویسنده : بونا مهرپرور ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ خرداد ۱۳۸۸

 خشونت جسمی و جنسی علیه زنان:

30 تا 35 درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهرانشان قرار می گیرند و 15 تا 25 درصد آنها به هنگام بارداری نیز مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. همچنین از هر 10 قربانی زن سه نفر توسط شوهر یا سایر مردان کشته شده است. در شیلی 63 درصد زنان مورد آزار جسمی قرار می گیرند. 41 درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می زنند. در بنگلادش بیش از 50 درصد قتل ها ناشی از خشونت مردان است

به گفته سازمان عفو بین الملل خشونت در خانواده بیش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی زنان اروپایی در گروه سنی 16 تا 44 سال است. اما برخی کشورها با کمک سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر دست به ابتکارات تازه ای برای مهار این روند کرده اند.

مثلاً به تازگی دولت اسپانیا برای مقابله با خشونت خانگی سیاست هایی اتخاذ کرده که براساس نظرات جمع آوری شده از زنان آسیب دیده تدوین شده است. قوانین جدید برای سازمان بهزیستی و پلیس اسپانیا قدرت بیشتری در نظر گرفته تا از رفتار خشونت آمیز مرد پیش از خطر آفرینی جلوگیری کند. این قوانین همچنین از قربانیان خشونت خانگی پشتیبانی می کند تا احساس تنهایی نکنند.

تعدد زوجات نیز می تواند به خشونت خانگی دامن زند. چون برخلاف دستورات اسلامی مردها به طور عمومی برای ازدواج مجدد اجازه همسر اول را جویا نمی شوند و مشاجره در این باره در خیلی از مواقع به خشونت کشیده می شود. بحث در مورد تعدد زوجات اکنون در عراق به یک موضوع داغ سیاسی تبدیل شده است. در ایران هم در کنار دیگر مسائل حقوقی زن، افزایش آمار چند همسری مردان باعث شده تا زنان (به ویژه در گروه های سنی بالاتر) بیش از گذشته نسبت به حقوق خود دغدغه داشته باشند و برای حفظ آن اقدام کنند.

خشونت علیه زنان و دختران خطر سوء سلامت آنها را افزایش می دهد. عواقب جسمی در زنان به شکل قتل، آسیب های جدی ( کبودی ها، کوفتگی ها، شکستگی ها، معلولیت های مزمن و ...) آسیب های دوران بارداری ( زایمان زودرس، حاملگی زودرس و ناخواسته) بیماری های مقاربتی از جمله ایدز، و نیز آسیب های کودکان، خودکشی و ... شود.

تحقیقات سازمان بهداشت جهانی، WHO، درباره‌ی خشونت خانگی آشکار می‌کند که معمول‌ترین خشونت در زندگی زنان، خشونتی است که از سوی شریک زندگی آنها اعمال می‌شود، و میزان آن حتا از تهاجم و تجاوز توسط بیگانگان و آشنایان بیشتر است. این تحقیق از تاثیرات منفی خشونت‌های جسمی و جنسی از سوی شوهران و شریک‌های زندگی زنان سراسر جهان بر سلامت و بهداشت آنان گزارش می‌کند، و از پوشیده بودن این خشونت‌ها خبر می‌دهد.

بر اساس یافته‌های این تحقیق، یک‌چهارم تا نیمی از زنانی که مورد تهاجم شریک خود قرار گرفته‌اند، گفتند که در نتیجه‌ی مستقیم این عمل دچار جراحت شده‌اند. زنان آزاردیده همچنین دو برابر زنان آزارندیده دچار ضعف جسمانی و مشکلات روحی و جسمی بودند، حتا اگر خشونت سال‌ها قبل اتفاق افتاده بود. این مشکلات شامل فکر و اقدام به خودکشی، مشکلات روانی و مشکلات جسمی از قبیل درد، گیجی و ترشحات آلت تناسلی بودند.

دکتر شارلوت واتز، از مرکز بهداشتی و داروهای گرمسیری لندن و یکی از اعضای اصلی گروه تحقیق، می‌گوید: «میزان شباهت پیامدهای خشونت توسط شریک زندگی در کشورهای مورد مطالعه، قابل توجه است. به نظر می‌رسد که خشونت توسط شریک زندگی تاثیرات یکسانی بر سلامت و بهداشت زنان دارد، و به محل زندگی، میزان شیوع خشونت در محیط زندگی، و پیشینه‌ی فرهنگی یا اقتصادی زنان بستگی ندارد.»

خشونت خانگی می‌تواند بر سلامت جنسی و باروری زنان تاثیر بگذارد، و ممکن است زنان را در معرض آلودگی‌های مقاربتی مانند HIV قرار دهد. در این تحقیق، زنانی که به شکل فیزیکی یا جنسی آزار دیده بودند، بیشتر از زنان آزارندیده بیان کردند که شریک زندگیشان چندین شریک جنسی دارد، و نمی‌پذیرد که از کاندوم استفاده کند. این زنان همچنین بیشتر سقط‌های ناخواسته و نارسایی جنین را گزارش کردند.

زمان بارداری، با این که اغلب به عنوان زمانی در نظر گرفته می‌شود که زنان به حمایت نیاز دارند، در بیشتر مناطق مورد مطالعه، بین ۴ تا ۱۲ درصد زنان گفتند که در زمان بارداری مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. بیش از ۹۰ درصد این زنان توسط پدر کودک آزار دیده‌اند، و در یک‌چهارم تا نیمی از آنها آزار به صورت لگد و مشت در ناحیه‌ی شکم بوده است.

اصلی‌ترین چالش سیاست‌گذاران این است که خشونت پوشیده می‌ماند. دست‌کم ۲۰ درصد زنانی که در این تحقیق گفتند که آزار دیده‌اند، پیش از آن هرگز در این باره با کسی صحبت نکرده بودند. با وجود پیامدهای روحی و جسمی، تعداد بسیار کمی از زنان گفتند که برای کمک به مراجع رسمی مانند پلیس و مراکز بهداشتی، یا به افرادی که بتوانند به آنها کمک کنند، مراجعه کرده‌اند، و بیشتر آنان ترجیح داده‌اند به همسایگان، دوستان یا خانواده پناه ببرند. و آنانی که به مراجع رسمی مراجعه کرده‌اند، آزارهای بسیار شدیدی دیده بودند.

خشونت جنسی در این سه رفتار تعریف شد: اجبار به آمیزش بر خلاف میل، آمیزش به خاطر ترس از رفتار یا واکنش مرد، اجبار به عملی جنسی که به نظر زن پست یا تحقیرآمیز باشد.

.

تجارت سکس و سایر اشـکال سوءاستفاده های تجاری باعث افزایش آسیب پذیری زنان در مقابل HIV شده است. ترس از خشونت باعث مخفی کاری و در نتیجه عدم دسترسی زنان به اطلاعات،  تست HIV، پیشگیری، خدمات مشاوره و درمان می شود. این مسئله عملاً با انگ ناشی از HIV در ارتباط است.

بین 20 تا 48 در صد از دختران 10 تا 25  ساله گزارش کرده‌اند که اولین تماس جنسی شان به اجبار بوده است. خطر تنها به زنان جوانی که رابطه جنسی خارج از محدوده ازدواج دارند محدود نمی گردد.  ح

طی شش سال جنگهای داخلی کنگو نزدیک به 40 هزار زن و دخترمورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتند. این در حالی است که هر روز بر تعداد قربانیان ایدز افزوده می شود. تعدادی از این قربانیان دختران نوجوان هستند که برخی بیش از بیست بار مورد سو استفاده جنسی قرار گرفته‌‌اند.

به گزارش سی ان ان طی جنگ در جمهوری دمکراتیک کنگو از سال 2003 و آغاز جنگ تا کنون موارد خشونت و سوء استفاده های جنسی در این کشور رو به افزایش بوده است.

 

با وجود اینکه خشونت علیه زنان ادامه دارد بهر حال برنامه های امید بخشی برای مقابله وجود دارد.

 





کلمات کلیدی :خشونت فیزیکی




نویسنده : بونا مهرپرور ; ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸

خشونت علیه زنان :

اصطلاحی تخصصی است که برای توصیف کلی کارهای خشونت‌آمیز علیه زنان به کار می‌رود. همانند Hate Crime، این شکل از خشونت بر علیه گروه خاصی از مردم اِعمال می‌شود و جنسیت قربانی پایه اصلی خشونت است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد  خشونت علیه زنان را «هرگونه عمل خشونت آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی) ، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف کرده است که شامل «تهدید به این کارها، اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانهٔ آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» می‌شود. اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در سال ۱۹۹۳ بیان می‌کند که این خشونت ممکن است توسط افرادی از همان جنس، اعضای خانواده، و حکومت اعمال شود.

 

سازمان بهداشت جهانی در اولین مطالعه خود درباره خشونت علیه زنان نتیجه گرفته است که در هر 18 ثانیه یک زن مورد حمله یا بدرفتاری قرار می گیرد. حتی باردار بودن، زنان را از خشونت مردان مصون نمی دارد.

30 تا 35 درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهرانشان قرار می گیرند و 15 تا 25 درصد آنها به هنگام بارداری نیز مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. همچنین از هر 10 قربانی زن سه نفر توسط شوهر یا سایر مردان کشته شده است. در شیلی 63 درصد زنان مورد آزار جسمی قرار می گیرند. 41 درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می زنند. در بنگلادش بیش از 50 درصد قتل ها ناشی از خشونت مردان است.

به گفته سازمان عفو بین الملل خشونت در خانواده بیش از ابتلا به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی زنان اروپایی در گروه سنی 16 تا 44 سال است.

از سال ۱۹۸۱، ۲۵ نوامبر هر سال (معادل چهارم یا پنجم آذر) به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنانبرگزیده شده است. این روز برای یادآوری عزم همگانی برای مبارزه با خشونت علیه زنان انتخاب شده است. شورای عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹8 نامگذاری این روز را به عنوان روزی جهانی تصویب کرد

این تاریخ به خاطر قتل وحشیانه سه خواهران میرابال، فعالان سیاسی اهل جمهوری دومینیکن انتخاب شده است.

 

 

خشونت های فیزیکی و روانی

دکتر قاضی طباطبایی و همکارانش از یک اصطلاح خاص برای توصیف گروهی از خشونت های خانگی علیه زنان استفاده کرده اند:

خشونت فیزیکی:

این خشونت ها شامل گاز گرفتن، گرفتن و بستن، زندانی کردن، چنگ انداختن و کشیدن مو، اخراج از خانه، کتک کاری مفصل، محروم کردن از غذا و... می شود. از این لحاظ زنان در خرم آباد در طول یک سال بیش از سایر زنان ایران مورد خشونت واقع می شوند و زنان در شهرکرد دفعه های کمتری مورد خشونت نوع اول قرار می گیرند. پژوهشگران طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی «سیلی، لگد و مشت زدن، کشیدن و هل دادن، محکم کوبیدن در، به هم زدن سفره و میز غذا و شکستن اشیای منزل» را خشونت فیزیکی نوع دوم نام داده اند و وضع زنان ایران را در 28 مرکز استان در این باره بررسی کرده اند. در میان زنانی که تحت خشونت نوع دوم بوده اند باز هم زنان بندرعباس به دفعات بیشتری آن را تجربه کرده اند و زنان کرمانی در طول سال کمتر مورد این خشونت قرار گرفته اند.

خشونت هایی روانی و کلامی:

نوع دیگری از خشونت هایی است که در خانه علیه زنان استفاده می شود، که عبارت است از: به کار بردن کلمات رکیک و دشنام، بهانه گیری های پی درپی، داد و فریاد و بداخلاقی، بی احترامی، رفتار آمرانه و تحکم آمیز و دستور دادن های پی درپی، قهر و صحبت نکردن و... از این بابت زنان اصفهانی در طول یک سال بیشتر و زنان بوشهری کمتر از سایر زنان ایرانی تحت این نوع خشونت واقع شده اند.

براساس یافته های «پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی » تعدادی از مردان ایرانی با استفاده از تهدید و برقراری محدودیت برای همسران خود مخاطره ایجاد می کنند. رفتارهایی از قبیل تهدید و شکایت به پلیس و دادگاه علیه زن و اقوامش، تهدید به آزار و اذیت و یا تهدید به کشتن زن و فرزندان، تهدید به طلاق و یا ازدواج مجدد، تصاحب، مخفی کردن و از بین بردن مدارک شخصی و مورد نیاز زن مانند شناسنامه، دفترچه پس انداز، اوراق مالکیت و... بیگاری کشیدن از زن در انجام امور و وظایفی که مربوط به او نیست، مانند: تیمارداری پدرشوهر و مادرشوهر و بالاخره تحت نظر قرار دادن و ایجاد محدودیت در تماس های تلفنی و رفت و آمدهای روزانه برای زن. زنان بندرعباس، زاهدان و خرم آباد بیش از سایر زنان ایران توسط شوهرانشان تهدید می شوند و زنان سمنان، ساری و یاسوج کمترین تهدیدها را تجربه کرده اند. تعدادی از مردان ایرانی با استفاده از عوامل اقتصادی و مالی زنان را مورد خشونت قرار می دهند. این مردان از استقلال مالی همسران خود جلوگیری و در اموال شخصی آنها دخل و تصرف می کنند و با ندادن خرجی خانه و پول کافی برای زنان مضیقه های مالی ایجاد می کنند.

اگرچه زنان زاهدانی و بوشهری از اول زندگی مشترک شان تاکنون بیشترین خشونت های اقتصادی و مالی را تجربه کرده اند، اما در میان زنانی که قربانی این نوع خشونت هستند، زنان اصفهانی در طول یک سال به دفعات بیشتری تحت این خشونت همسران قرار گرفته اند. البته این را هم باید اضافه کرد که زنان سمنان و یاسوج کمتر از سوی شوهران خود تحت مضیقه های مالی و اقتصادی قرار می گیرند. پژوهشگران طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان، خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق را نیز در 28 استان کشور مورد سنجش قرار داده اند. این پژوهشگران خشونت های حقوقی را شامل امتناع مرد از طلاق برخلاف اصرار زن به متارکه، ازدواج مجدد شوهر و جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن دانسته اند.

اگرچه زنان بندرعباس از اول زندگی مشترک شان تاکنون بیش از سایر زنان ایران مورد این نوع از خشونت قرار گرفته اند، زنان زاهدان در طول یک سال بیشتر این خشونت را تجربه کرده اند و البته زنان رشت کمتر از سایر زنان ایرانی درگیر این خشونت هستند .

 

خشونت‌های جنسی و ناموسی:

در حالی که زنان بندرعباسی از اول زندگی مشترکشان تا کنون ، بیش از سایر زنان ایرانی قربانی خشونت‌های جنسی و ناموسی شده‌اند ، زنان یزدی در طول یک سال بیش از سایر زنان این خشونت را تجربه می‌کنند .

خشونت‌های جنسی و ناموسی عبارتند از :مجبور کردن زن به دیدن عکس و فیلم‌های مبتذل یا اجبار به روابط زناشویی ناخواسته یا غیر متعارف ، مراعات نکردن بهداشت زناشویی و خودداری از به کار گیری از وسایل پیشگیری از بارداری ، مجبور کردن زن به سقط جنین ، اجبار زن به حاملگی ناخواسته ، متهم کردن زن به بی‌مبالاتی در مسائل ناموسی همچون داشتن ارتباط نا مشروع ، شک و بد دلی .

در میان زنانی که درگیرخشونت جنسی و ناموسی هستند، زنان اراکی بیشتر از بقیه این نوع خشونت را تحمل می‌کنند .

مردان کرمانی و یاسوجی هم به ترتیب کمتر از سایر مردان ایران ، زنان خود را مورد خشونت‌های جنسی و ناموسی قرار می‌دهند .

تهدید به آزار و قتل:

بر اساس یافته‌های" پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی " تعدای از مردان ایرانی با استفاده از تهدید و برقراری محدودیت برای همسران خود مخاطره ایجاد می‌کنند . رفتارهایی از قبیل تهدید و شکایت به پلیس و دادگاه علیه زن و اقوامش ، تهدید به آزار و اذیت و یا تهدید به کشتن زن و فرزندان ، تهدید به طلاق و یا ازدواج مجدد ، تصاحب ، مخفی کردن و از بین بردن مدارک شخصی و مورد نیاز زن مانند شناسنامه ، دفترچه پس‌انداز ، اوراق مالکیت و ... بیگاری کشیدن از زن در انجام امور و وظایفی که مربوط به او نیست ، مانند : تیمارداری پدر شوهر و مادر شوهر و بالاخره تحت نظر قرار دادن و ایجاد محدویت در تماس‌های تلفنی و رفت و آمدهای روزانه برای زن .

زنان بندرعباس ، زاهدان و خرم‌آباد بیش ار سایر زنان ایران توسط شوهرانشان تهدید می‌شوند و زنان سمنان ، ساری و یاسوج کمترین تهدیدها را تجربه کرده‌اند .

 





کلمات کلیدی :خشونت علیه زنان




نویسنده : بونا مهرپرور ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

 زهرا رهنورد:

زهرا رهنورد سال ۱۳۲۴ در خانواده ای مذهبی-‏‎ ‎نظامی و در تهران متولد شد. اصلیت پدر وی بروجردی است، اما آنچه که روشن است، در دانشگاه ‏جنگ تهران آن زمان مشغول به کار بوده و سمت استادی داشته است. این زمان مقارن با به دنیا آمدن زهرا رهنورد ‏است. وی درباره پدرش می گوید: “شغل پدرم که یک نظامى معترض و ناسازگار با رژیم بود نیز سبب شد تا حضور ‏در جاده‏هاى صعب و گردنه‏ هاى هولناک و شهرهاى مختلف، مرا آماده یک زندگى پر فراز و نشیب کند‏.‏” مادرش خانه ‏دار بود و طبع شعری نیز داشت. او از سوی خانواده مادر سادات است و از اقوام نزدیک نواب صفوی محسوب می ‏شود. خانواده مادری رهنورد خانواده ای مذهبی بودند به وی در دوران دبیرستان به دلیل خواست پدر رشته علوم تجربی را خواند و سال ۴۲ از دبیرستان آزرم دیپلم طبیعی آن ‏روز را دریافت کرد. وی درباره آنچه که در خانه یاد گرفته است، می گوید: “در نظام تربیتى خانواده که به نحوى ‏مساوات بین فرزندان رعایت مى‏ شد و البته عواطف شدیدترى نسبت به دختران اهدا مى ‏شد آموختم عدالت‏ طلب، علم ‏‏جو و ستاینده هنر باشم.‏”

چندی بعد از اخذ دیپلم به دانشگاه تربیت معلم آن دوران می رود و دو سال بعد مدرک خود را از این دانشگاه اخذ می ‏کند. به علت علاقه و تبحری که در کارهای هنری از جمله نقاشی و مجسمه سازی داشت، به تحصیل در رشته مجسمه ‏سازی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران روی می آورد. چهار سال بعد یعنی در سال ۴۸ زمانی که وی فارغ ‏التحصیلی اش را جشن می گرفت، در یکی از نمایشگاه نقاشی که خود ترتیب داده بود، با میر حسین که فوق لیسانس ‏مهندسی معماری بود آشنا شد.‏

زهرا رهنورد پس از آن یکی از میهمانان ثابت نشست هایی بود که در شرکت سمرقند برگزار می شد. شرکت سمرقند ‏شرکتی بود که میرحسین و دوستانش آن را تاسیس کرده بودند و هدف نشست های آنها، اقدامات سیاسی و ابراز نظرات ‏مخالف علیه رژیم شاه بود. عبدالعلی بازرگان، حسن آلادپوش، محبوبه متحدین از جمله موسسین نشست های شرکت ‏سمرقند بودند. از سال ۴۹ با آغاز سلسله سخنرانی های دکتر شریعتی در مسجد ارشاد و مطهری در مرکز ‏توحید(ساختمانی که طراحش میرحسین موسوی است و چه پیش و چه پس از انقلاب مرکز تجمع اپوزیسیون محسوب ‏می شود.) وی و شوهرش میرحسین تبدیل به شاگردان و از جمله حاضرین همیشگی در این سخنرانی ها می شوند. اما ‏هیچ گاه به گروه و دسته جات سیاسی نمی پیوندند.‏ در همان دوران وی دوره کاشناسی ارشد پژوهش های هنر را آغاز کرد و توانست در سال ۵۰-۵۱ از دانشکده ‏هنرهای زیبا فارغ التحصیل شود. از این زمان به بعد بیشتر در فعالیت های اجتماعی و دانشگاهی، همسرش را ‏همراهی و در اعتراضات آن روزگار نیز شرکت می کرد.

با دستگیری دکتر شریعتی در مهرماه ۵۲، عملا فعالیت وی رو به کاهش گذاشت. با افزایش سخت گیری ها بر فعالین ‏سیاسی وی به همراه دو فرزندش در سال ۵۵ به آمریکا مهاجرت کرد. او در آنجا به عضویت کنفدراسیون دانشجویان ‏ایرانی در آمد و علیه رژیم پهلوی دست به فعالیت زد.

چیزی به پیروزی انقلاب ۵۷ نمانده بود که رهنورد به ایران بازگشت. از آن پس در کنار همسرش قرار گرفت و سعی ‏کرد در امور اجتماعی فعال باشد. از سال ۵۷ تا ۵۹، جامعه زنان جمهوری اسلامی و زنان مسلمان را پی ریزی کرد. ‏سپس در اطلاعات بانوان که تغییر نام داده و عنوان “راه زینب” را برای خود برگزیده بود، به عنوان اولین سردبیر ‏مشغول به کار شد که تا سال ۶۷ این فعالیت فرهنگی ارتباط داشت. با نخست وزیری میرحسین موسوی فعالیت های ‏وی کاهش یافت؛ “شغل نخست وزیری مسئولیت بزرگی است. همسرم مجبور بود به دلیل شغلش مدام دور از خانه ‏باشد، پس تصمیم گرفتم به سه فرزندم رسیدگی کنم، کارهای هنری ام را ادامه دهم و کتاب بنویسم.”‏

در همین دوره وی تحقیقات گسترده ای در زمینه زیباشناسی در اسلام، فلسفه هنر در اسلام و رمزگشایی از آیات ‏شعرگونه قرآن انجام می دهد. پس از آن که دانشگاه ها دوباره باز می شوند و فرزندانش بزرگ تر، وی به دانشگاه باز ‏می گردد. در همان دوران به عنوان عضو کمیته تالیف و تدوین کتب درسی رشته هنر در وزارت علوم، تحقیقات و ‏فناوری به کار گرفته می شود. او سپس فوق لیسانس و دکترای علوم سیاسی خود را از دانشگاه آزاد اسلامی دریافت می ‏کند و به کار تدریس در دانشگاه های آزاد تهران، تهران و الزهرا ادامه می دهد.

رهنورد در سال ۷۵ به جبهه اصلاح طلبان می پیوندد و در کنار سید محمد خاتمی قرار می گیرد. با پیروزی خاتمی در ‏انتخابات دوم خرداد ۷۶ وی به عنوان مشاور سیاسی رئیس جمهوری برگزیده می شود. یک سال بعد به عنوان رئیس ‏دانشگاه الزهرا منصوب می شود، سمتی که تا سال ۸۵ در آن مشغول به کار بود. همزمان رئیس گروه هنر سازمان ‏مطالعه و تدوین سمت، وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری شد و اجرای طرح ملی نگارش تاریخ هنر ایران در ‏دوره اسلامی را نیز برعهده گرفت. او به دلیل شغل مهمش مسئول و مشاور طرح های بسیاری بوده است.

با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، چون دیگر اصلاح طلبان، کار بر زهرا رهنورد سخت شد. هرچند که وی در ‏زمانه تودیع اش با بیان اینکه نه برکنار شده و نه استعفا داده، گفته بود: “با تغییر دولت، من خود خواهان برکناری از ‏این سمت شدم و مسئولیت را با سربلندی به یک سربلند دیگر تحویل دادم، دکتر مباشری نیز یک فرد گرانقدری برای ‏دانشگاه است.‏ دولت جدید نیز حق تغییر ریاست دانشگاه و جایگزینی نیروی خود را دارد‏.‏” محافل خبری نظر دیگری ‏داشتند؛ درست بعد از انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری، رهنورد، شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل را ‏به دانشگاه الزهرا دعوت کرد، اقدامی که از دید دولت پنهان نماند و مورد انتقاد صریح جناح راست قرار گرفت.‏ از آن ‏پس وی به دانشگاه تهران رفت و در دانشکده هنرهای زیبای آن دانشگاه مشغول به تدریس شد.‏

رهنورد در خرداد سال ۸۷ عنوان نخستین زنی که توانسته در طول تاریخ دانشکده هنر دانشگاه تهران به مقام استادی ‏‏(فول پروفسور) این دانشگاه دست یافته را کسب کرد. کسب عنوان رئیس نمونه دانشگاه در بین روسای دانشگاه‌های ‏کشور، انتخاب به عنوان خادم القران از طرف موسسه امام رضا و سازمان اوقاف، انتخاب به عنوان مدیر نمونه گروه ‏پژوهشی هنر از سوی سازمان ثبت در سال ۸۳، دریافت جایزه بین‌المللی خوارزمی، عضویت در هیات امنای بنیاد ملی ‏نخبگان، درج زندگی نامه دکتر رهنورد در کتاب اساتید برجسته دانشگاه قرن ۲۱، برگزیده شدن به عنوان مفاخر ‏فرهنگی و تالیف کتاب هنر معاصر ایران در جهان اسلام و ارسال آن به کتابخانه‌های۷۷‏‎ ‎کشور جهان، انتخاب وی به ‏عنوان یکی از ۲۰۰۰ استاد برتر جهان در سال ۲۰۰۵ از جمله موفقیت‌های علمی وفرهنگی زهرا رهنورد بوده است.‏

رهنورد همچنین در سال ۸۵ دو یادمان از آثار هنری خود با نامهای درخت پرنده و ماه و پرنده را به دانشگاه الزهرا ‏اهدا کرد.‏ مجسمه مادر در میدان محسنی از کارهای معروف رهنورد محسوب می شود. از وی تا کنون بیش از ۳۰ جلد ‏کتاب در زمینه های قرآنی، اسلامی، سیاسی و فرهنگی-هنری انتشار یافته که برخی به زبان های انگلیسی، عربی، ‏اردو، آلمانی وایتالیایی ترجمه شده اند. وی همچنین تاکنون بیش از ۱۰ مورد مقاله به کنفرانس های داخلی و بین المللی ‏ارائه کرده است. رهنورد بیش از ۱۰ نمایشگاه از آثار هنری اش را در گالری های داخلی و خارجی برگزار کرده ‏است.‏

او کتاب‌ها و مقالاتی درباره حقوق زنان و موضوع‌های دیگر نوشته است،

از جمله مقاله‌های:

موضع‌گیری طبقات اجتماعی در قرآن- ۱۳۵۷

ریشه‌های استعماری کشف حجاب- ۱۳۵۹

زن در نظام ارزشی طاغوتی- ۱۳۵۹

شورش زن بر شخصیت تاریخی خود- ۱۳۵۹

ننظیم قوانین در جهت احیای حقوق زن از ویژگی‌های ضداستعماری مجلس است- ۱۳۵۹ ،

سفری به دیار زنان - ۱۳۶۶

 

رهنورد و گاردین

روزنامه انگلیسی گاردین در گزارشی با عنوان «زهرا رهنورد، بانوی اول آینده ایران؟» نوشت: "خانم رهنورد همچون میشل اوباما، همسر رئیس جمهور آمریکا نقشی فعال در انتخابات ریاست جمهوری ایران ایفا می کند و دراکثرسفرهای تبلیغاتی شوهرش حضور دارد."

به نوشته گاردین، دکتر رهنورد در تلاش برای جذب آرای زنان به نفع شوهرش، نقشی بی همتا در انتخابات ریاست جمهوری ایران برعهده گرفته است.

این گزارش می افزاید: "شاید میرحسین یکی از سیاستمداران قدیمی با اندیشه های مربوط به گذشته باشد اما او قطعاً «سبکی مدرن» را برای مبارزات انتخاباتی خود برگزیده ، حداقل از این منظر که در همه سفرهای انتخاباتی، همسر خود را به همراه دارد."

شادی صدر، یک وکیل برجسته و فعال حقوق زنان در تهران با اشاره به این نکته می گوید: "تاکنون هیچ نخست وزیر یا رئیس جمهوری در ایران ، دست به چنین اقدامی نزده بود و همسران نامزدها از عرصه انتخابات به دور بودند."

برپایه این گزارش در حال حاضر صفحات وب سایت ها و روزنامه های ایران ، پر از تصاویر میرحسین در حالی است که همسرش با پوشش کامل چادر در جوارش نشسته است.



خانم رهنورد به عنوان یک شخصیت برجسته در ستاد انتخاباتی شوهرش، درباره خطوط سیاسی صحبت می کند و در تلاش است آرای زنان را به نفع آقای موسوی جذب کند.

دکتر زهرا رهنورد تا چند سال پیش رئیس دانشگاه الزهرا در تهران و مشاور سیاسی محمد خاتمی رئیس جمهور سابق بود. او اولین رئیس زن دانشگاه در ایران از زمان انقلاب محسوب می شود.

جایگاه خانم رهنورد در حدی است که محمد عطریانفر یک سیاستمدار اصلاح طلب او را همتراز با شوهرش از نظر میزان نفوذ می داند و می گوید: "در روزهایی که موسوی کاندیدای سمت نخست وزیری بود، همه ترجیح می دهند تا او را با عنوان شوهر خانم زهرا رهنورد خطاب کنند."

به نوشته گاردین، از نگاه مردان و زنان جوان تر و امروزی تر جالب توجه است که موسوی ، همسرش را به طور کامل در انتخابات مشارکت داده است. آنها این اقدام را در مجموع مثبت ارزیابی می کند.

«صدر» فعال زنان با رد ادعای کسانی که خانم موسوی را حداقل از نظر پوشش، زنی سنتی می دانند می گوید: "خانم رهنورد در عین رعایت کامل حجاب زنی مدرن است، روسری هایی با مدل گلدار و رنگ های روشن برسر می کند و برخلاف خیلی زنان سعی نمی کند صورت خود را بپوشاند. همه این ها، برای ما پیام است."

وی می افزاید: "نکته دیگر اینکه خانم موسوی مثل همسر برخی کاندیداها صرفاً کنار همسرش نمی نشیند. او نقشی فعال دارد و واقعاً به عنوان یک «کمپینر» فعالیت می کند."

خانم رهنورد که دارای مدرک دکترای علوم سیاسی و برخوردار از سوابق مبارزات سیاسی در رژیم شاه است در مدت فعالیت خود در دانشگاه الزهرا ، این دانشگاه را به مرکزی برای تحقیقات علمی بانوان تبدیل کرد. وی در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد از ریاست این دانشگاه خلع شد.

گاردین می نویسد: "موسوی از طریق دخالت دادن همسرش در برنامه های انتخاباتی دو هدف را دنبال می کند ، اول اینکه او به دنبال جذب آرای اصلاح طلبان است. وی از این امر مطلع است که احترام به برابری حقوق زنان و مردان بخشی لاینفک از برنامه های تبلیغی اصلاح طلبان در ایران است و نکه دوم اینکه موسوی به دنبال جذب آرای بانوان است. زنان ایرانی در گذشته نقشی فعال در به قدرت رسیدن خاتمی ایفا کردند."

این گزارش می افزاید: "همسر مهدی کروبی نیز یک فعال برجسته و عضو سابق پارلمان است اما او تاکنون در حال تبلیغات برای شوهرش مشاهده نشده است."

به نوشته گاردین در حال حاضر رسانه های ایرانی خانم رهنورد، 61 ساله، را «فرست لیدی» احتمالی آینده ایران می دانند و او را با میشل اوباما همسر رئیس جمهور آمریکا مقایسه می کنند به نحوی که یک روزنامه اصلاح طلب اخیراً در مطلبی نوشت: "نکته جدید و غیرمنتظره در مورد همراهی خانم رهنورد با موسوی این است که در گذشته همسران هیچ یک از کاندیداهای ریاست جمهوری ، نقشی فعال در انتخابات برعهده نداشتند و این دقیقاً برخلاف روال رایج در آمریکاست





کلمات کلیدی :زهرا رهنورد




نویسنده : بونا مهرپرور ; ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸

                                

پس از انقلاب مشروطیت گفتگوهایی بین نمایندگان صورت گرفت. پاره ای از آنان چون ناظم‌الاسلام از تأسیس مدارس دخترانه حمایت نمودند و گفتند: «در تربیت بنات و دوشیزگان وطن بکوشیم و به آنها لباس علم و هنر بپوشیم، چه تا دخترها عالم نشوند، پسرها بخوبی تربیت نخواهند شدنخستین بار در سال 1324 هـ. ق مدرسه ای به نام مدرسه دوشیزگان توسط بانو بی بی خانم وزیراف،(مادر علیقلی وزیر موسیقیدان ایرانی) برای دختران گشایش یافت. این مدرسهدر خانه مسکونی او با سه کلاس درس کار خود را آغاز کرد.    بی بی خانم مقدمات معلمی را در مدرسه آمریکایی ها فرا گرفته بود.    این مدرسه از نخستین دبستان های دخترانه به روش جدید تعلیم و تربیت بود که در تهران دروازه های محمدیه، بازارچه حاجی محمدحسن واقع بود. درس هایی که تدریس می شد، عبارت بود از: تاریخ، جغرافیا، نگارش، ریاضیات و علوم دینی. دانش آموزان بین هفت تا 12 سال سن داشتند. بی بی خانم برای تشویق والدین درس آشپزی را نیز به درس ها اضافه و مرکزی را برای آموزش کارهای دستی افتتاح کرد. به تهیدستان جهت ثبت نام دخترانشان در مدرسه تخفیف داد.  بی بی خانم و دو دخترش مولود و افضل سه کلاس مدرسه را اداره کردند. اما اقدام جسورانه وی با مخالفت بسیاری روبرو گشت به طوری که پاره ای ازمخالفان تصمیم به ویران کردن مدرسه گرفتند. طی فشارهای بی رویه مخالفان مدرسه دوشیزگان، بی بی خانم به وزارت معارف شکایت نمود. اما در جواب به وی گفته شد که صلاح در این است که مدرسه تعطیل شود. سرانجام، با وجود ایستادگی بی بی خانم در برابر مشکلات، مدرسه دوشیزگان تعطیل شد.

بعد از جریان به توپ بستن مجلس شورای ملی، بی بی خانم پیش صنیع الدوله (وزیر معارف) رفت. این بار تقاضای وی پذیرفته شد، مشروطه بر اینکه فقط دختران بین 4 تا 6 سال در مدرسه تحصیل نمایند و کلمه دوشیزه نیز از تابلوی مدرسه حذف شود.

 





کلمات کلیدی :مدرسه دوشیزگان




نویسنده : بونا مهرپرور ; ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸

صدیقه دولت آبادی 

دولت‌آبادی در سال ١٢۵٨ هجری شمسی در اصفهان به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا هادی دولت آبادی و مادرش خاتمه بیگم نام داشت. پدرش از روحانیان متجدد آن زمان محسوب می‌شد.

صدیقه پس از تولد 7 پسر بدنیا آمده بود و بر خلاف خانواده های قشری، همگی از تولدش خوشحال شدند.

حاج میرزا هادی دولت آبادی، زمانی که صدیقه 6 ساله بود به او گفته بود:

" ... حالا که پس از هفت برادر در محیطی پر از جهل و تبعیض به دنیا آمده ای، به تو می گویم اگر مانند برادرانت درس بخوانی، مانند آنها از من ارث خواهی برد. وگرنه ترا از ارث محروم خواهم کرد. "

صدیقه دولت آبادی تحصیلات خود را در فارسی و عربی در تهران آغاز نمود، سپس تحصیلات متوسطه را در دارالفنون ادامه داد. پانزده ساله بود که با دکتر اعتضاد الحکما ازدواج کرد، ولی ازدواجشان با شکست مواجه شد. در سال ۱۲۹۶ شمسی به همت او یکی از نخستین دبستان‌های دخترانه، به نام «مکتب شرعیات» تاسیس شد.

یکی از دفعاتی که صدیقه دولت‌آبادی برای فعالیت‌هایش دستگیر شده بود، رئیس نظمیه به وی گفت: «خانم شما صد سال زود به دنیا آمده‌اید» صدیقه دولت‌آبادی پاسخ داد:

آقا من صد سال دیر متولد شدم. اگر صد سال زودتر بدنیا آمده بودم، نمی گذاشتم زنان چنین خوار و خفیف در زنجیر شما مردها اسیر باش


                                              

صدیقه دولت آبادی در روز ۶مردادسال ١٣۴٠ هجری شمسی در سن ۸۰ سالگی در تهران چشم از جهان فروبست.در وصیت نامه خود نوشت:

«... در مراسم تشییع جنازه ام حتی یک زن با حجاب شرکت نکند، زنانی که با چادر بر سر مزار من بیایند هرگز نمی بخشم...»

 وی در جوار برادرش در قبرستان امامزاده اسماعیل در زرگنده به خاک سپرده شد. عده‌ای مقبره وی را پس از ١٣۵٧ویران کردند

فعالیت‌های صدیقه دولت آبادی:                        

  • فعالیت در انجمن مشروطه‌خواهانه مخدرات وطن، او از موسسان این انجمن بود

 

  • تاسیس مدرسه دخترانه در سن ۱۴ سالگی. به دلیل فشار خانواده نتوانست خودش مدیر این مدرسه شود و دوستش مدیر آن شد. بعد از سه ماه نیز به دست مخالفان به زندان افکنده شد و مدرسه بسته شد

 

  • مخالفت با قرارداد١٩٠٧میلادی که ایران را تحت نفوذ انگلستان و روسیه قرار داده بود. او همراه با سایر زنان همفکر خود مخالفتش با این قرارداد را با تحریم کالاهای وارداتی و رفتن به قهوه خانه هاو تشویق آنها به عدم استفاده از قند خارجی نشان می‌داد.
  • در سال ۱۲۹۸ به منظور آشنا کردن زنان با حقوقی هچون آموزش، استقلال اقتصادی و حقوق خانوادگی خود، اقدام به انتشار اولین نشریهخقوق زنان در خارج از تهران و سومین آن در ایران به نام زبان زنان نمود. او در این نشریه به مباحثی نظیرحجاب و نقش اانگلستان در ایران انتقاد می‌کرد

 

  • در سال ۱۳۰۰ انجمنی به نام انجمن ازمایش زنان در تهران دائر کرد و بر علیه استفاده از کالاهای خارجی اقدام نمود.

 

  • در سال ۱۳۰۱ به آلمان رفت و در کنگره بین المللی زنان در برلین شرکت کرد. او اولین زن ایرانی بود که در یک کنگره بین المللی به نمایندگی از زنان ایران حاضر شد و سخنرانی کرد.

 

  • در سال ۱۳۰۵ش در دهمین کنگره بین المللی برای حق رای زنان، به نمایندگی از زنان ایران شرکت کرد.

 

  • در سال ۱۳۲۱ش به انتشار مجدد زبان زنان اقدام نمود، و آن را به صورت مجله‌ای ۴۸ صفحه‌ای منتشر کرد









نویسنده : بونا مهرپرور ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸

در جوامع امروزی، توسعه پایدار بر توانمندسازی زنان تکیه دارد. به طوری که اندیشمندان اجتماعی همواره بر رفع موانع جنسیتی به عنوان لزوم تحقق توسعه اقتصادی و اجتماعی تاکید کرده اند.

قطار سیاست دیرزمانی است که در میان مسافران خود، زنانی را تکیه‌زده بر ریاست می بیند  زنانی که آماده نشستن بر صندلی‎ قدرت هستند و سختی راه بر خویش هموار می‌کنند. .

 با این حال، بسیاری صاحبنظران غربی با توجه به قدرت گرفتن زنان در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی معتقدند که با توجه به افزایش فساد مالی و اخلاقی در میان دولتمردان، زنان به عنوان سیاستمداران قابل اطمینان شانس بیشتری برای احراز مناصب بالا را دارند.

                           
در سال 1979 در مصاحبه ای درباره  زنان و سیاست از روسانا روساندا، چپ گرای ایتالیائی، پرسیدند که نظرش درباره  مفهوم دولت از دیدگاه زنان چیست. روساندا در پاسخ گفت: "دشوارترین عبارت، دولت است و نمی توانم آن چه را که به ظاهر از این عبارت درک می کنم توضیح دهم ... دولت پیچیده ترین شکل سیاست ورزی است و زنان در دورترین فاصله تاریخی نسبت به آن زندگی می کنند اظهار می شود که در رابطه  میان دولت و جنسیت (با وجود آن که رابطه ای دیالکتیکی و پویاست)، کنش دولتی برای به انقیاد کشاندن تاریخی زنان در چارچوب  ساختارهای سیاسی و اجتماعی مردسالارانه دست بالا را داشته و مسلط
است هر چند هنوز در مقایسه با مردان درصد حضور زنان در عرصه های اقتصاد، سیاست و اجتماع در اقلیت است، ولی با همه این احوال، حضورشان رو به رشد است. بویژه که در سالهای اخیر حضور زنان در پارلمان ها و نهادهای مدنی پیشرفت چشمگیری داشته است. به هر حال، امروزه بررسی و نقد وضعیت زنان در جوامع مختلف در سرتاسر جهان به امری جدی تبدیل شده است. در جوامعی که هنوز تعادل مطلوب و قابل قبول و مشارکت عادلانه زن و مرد در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم و فرصت منصفانه بروز خلاقیت و استعداد انسان ها برقرار نشده است و فرآیند توسعه آن گونه که انتظار داشته اند، موفق نبوده است.
تداوم و شتاب توسعه هنگامی رخ خواهد داد که زن و مرد دوشادوش یکدیگر مسوولیت توسعه را به عهده بگیرند.
از سوی دیگر کسب مشاغل مدیریتی از سوی زنان علاوه بر آن که زنان را در مقابله با تبعیضاتی چون معیارهای استخدامی نابرابر، دستمزدهای نابرابر، فرصتهای آموزش حرفه ای نابرابر، دسترسی نابرابر به منابع تولیدی و امکانات نابرابر در ارتقای شغلی تواناتر می کند، سبب بالا رفتن اعتماد به نفس ، کسب یک هویت مستقل و بهبود وضعیت و رشد اجتماعی آنان می شود که کل جامعه از آن منتفع خواهد شد.
علاوه بر این، رشد دختران و زنان تحصیلکرده دانشگاهی و پیشی گرفتن آنان از مردان جامعه در چند ساله اخیر نمود یافته است که لزوم بحث مدیریت زنان را بیش از پیش مطرح می کند.

                                                                

 

زنان سیاست پیشه‌گویی مبارزه برای"اولین" بودن را از آمریکای لاتین آغاز کردندکرده‌اند.  ‏
. چند سال پیش‌تر بود که میشل ‏باچلت اولین رئیس‌جمهور زن شیلی ای پای در کاخ ریاست جمهوری گذاشت، کاخی که زمانی دیوارهایش بر سر آلنده فرو ریخته بود

 





کلمات کلیدی :سیاسیت و زنان




نویسنده : بونا مهرپرور ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸

 

می خواستم خود در مطلبی تاج السلطنه را معرفی کنم اما از قبل، این مقاله آقای آرش عباسی در  روزنامه شرق در خاطرم بود و بدلیل جامع بودن مطلب ایشان، بخش اعظم این مطلب را از آن مقاله استخراج کردم:

 

تاج السلطنه                                                 

 

، دوازدهمین دختر ناصرالدین شاه . در ششم ربیع الثانی 1301 به دنیا آمد. مادرش ، توران السلطنه ، از خاندان قاجار و همسر غیردایم ناصرالدین شاه بود. او در هفت سالگی به مکتب رفت و از میرزاعبداللّه ، ردیف نواز و نوازندة مشهور تار، نواختن تار را بخوبی فراگرفت همچنین آموختن زبان فرانسه را آغاز کرد او از نخستین زنانی بود که بی حجاب در مجالس ظاهر شد. وی به دلیل یأس از محیط آلودة اشرافی سه بار اقدام به خودکشی کرده است

مطالعه آثار ویکتور هوگو و ژان ژاک روسو و آشنایى با افکار و عقاید بیسمارک باعث رشد فکرى او در حوزه هاى سیاسى- اجتماعى شده و به همین دلیل وى را تبدیل به یکى از منتقدین اصلى حکومت کرد.

. او مهم ترین بدبختى زنان را در عدم شناخت و درک حقوق شان مى داند و گوشه  خانه نشستن و خنده و حرافى را تنها هنر زنان هم نسل خود برمى شمرد. از این رو خاطرات تاج السلطنه بیشتر به نقد یک دوره پرانتقاد تاریخى به نام قاجار مى ماند که حتى پدر- شاه هم از آن برى نیست.

                                         
اعمال و رفتار پدر همیشه زیر ذره بین دختر بوده و بخش هاى بسیارى از خاطرات وى به بررسى مسائل و مشکلات رفتارى و کردارى پدر اختصاص یافته است. او عمده مشکلات داخلى مملکت را در عدم کفایت شاه و پرداختن او به لذایذ دنیوى مى داند و تاکید دارد که اگر شاه چنین رفتار کودکانه اى نداشت وضع مملکت به گونه اى دیگر بود. اما بیشترین انتقاد تاج السلطنه مربوط به حکومت دارى و رفتار برادرش مظفرالدین شاه است. او برادر خود را فردى نالایق، بى خبر، بدون عزت نفس، نادان و عشرت طلب مى داند و هر کجا فرصتى دست داده شاه را مورد نکوهش قرار داده و مسافرت هاى بى مورد و وام هاى بى دلیل و پیشکاران نالایق و فرصت طلب مظفرالدین شاه را به باد انتقاد گرفته و از نسبت دادن بدترین القاب به نزدیکان شاه دریغ نکرده است.
تاج السلطنه در جایی میگوید:

«صدراعظمى و وزارت در دوره سلطنت برادر عزیز من خیلى شبیه به تعزیه شده بود که دقیقه به دقیقه تعزیه خوان رفته، لباس عوض کرده برمى گردد. این برادر عزیز من به حرف یک بچه دوساله یک صدراعظمى را فوراً معزول و به حرف یک مقلدى یک وزیر را سرنگون مى کرد
وى همچنین درباره مشروطه نیز تعریف مهمى دارد: «معنى مشروطه عمل کردن به شرایط آزادى و ترقى یک ملتى بدون غرض و خیانت، تکلیف هر ملت ترقى خواهى استرداد حقوق او است. حقوق خود را به چه قسم مى تواند مسترد دارد؟ در موقعى که مملکت مشروطه در تحت یک «رگلمان» صحیحى باشد ترقى از چه تولید مى شود؟ از قانون. قانون در چه موقعى اجرا مى شود؟ در موقعى که این استبداد برچیده شود. پس از این روى مشروطه بهتر از استبداد است.

 

 





کلمات کلیدی :تاج السلطنه




نویسنده : بونا مهرپرور ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

زن و رای:

در سال ۱۸۴۸ جنبش حق رأی زنان در ایالات متحده ٱمریکا به یک جنبش اجتماعی گسترده تبدیل شد. در سال ۱۸۹۳،نیوزیلند نخستین کشوری بود که حق رأی زنان را به رسمیت شناخت.امروزه جز بوتان،برونئی،عربستان سعودی و واتیکان؛ دیگر کشورها حق زنان برای شرکت در انتخابات را به رسمیت شناخته‌اند

 سرکوب اجتماعی زنان در بسیاری از صحنه های سیاسی و اجتماعی اروپای در حال پیشرفت و آمریکایی که تازه از شکل و شمایل غرب وحشی در آمده و به سوی دنیای مدرن، در حال پیشرفت بود، موجب شد تا زمان آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914، تنها کشورهای فنلاند و دانمارک برای زنان خود حق رای قایل شوند و طی این سالها در چندین ایالت دیگر آمریکا از جمله ایالت های آریزونا، ارگان و کانزاس به این مساله توجه اساسی شد و در نهایت برای زنان حق رای در نظر گرفتند.

اما با شروع جنگ جهانی اول و حتی کمی قبل از آن، وقوع جریان های و تحولات سیاسی و اجتماعی در صحنه ی بین الملل موجب آن شد، که یک باره در بیش از 13 کشور جهان از جمله، انگلیس، آلمان، مجارستان (به صورت محدود) هند، و چک اسلواکی ، مساله ی حق رای برای زنان مطرح و به آن جامعه ی عمل پوشیده شود.

طی این دو سال که آمریکا  تحولات سیاسی و اجتماعی تازه ای را پشت سر می گذاشت، در بیش از 13 ایالت این کشور نیز حق رای به زنان داده شد. طی این سالها نگرش تبعیض گرایانه نسبت به زنان همواره تداوم داشت؛ به گونه ای که در انگلیس تنها به زنان متاهل، خانه دار و فارغ التحصیلان بالای 30 سال، حق رای اعطا شد.

 

از زمان آغاز جنگ جهانی اول تا پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945، وقوع تحولات فراوان و تأثیر گذار در صحنه ی سیاست بین الملل و اتخاذ خط مشی های جدید از سوی کشورهای گوناگون، موجب شد که بیش از 30 کشور از جمله آمریکا، اسپانیا، ایتالیا و ژاپن نیز حق رای برای زنان خود قایل شوند. نکته قابل توجه طی این سالها، فعالیت گسترده ی کشورهای آمریکای لاتین و برخی از کشورهای آسیایی از جمله ژاپن، اندونزی و فیلیپین در زمینه ی قایل شدن حق رای برای جامعه ی زنان بود.

بررسی تاریخ وضعیت سیاسی و اجتماعی زنان در کشورهای مختلف نشان می دهد که طی 50 سال اخیر پس از مساله ی مطرح شدن استقلال بسیاری از جوامع آفریقایی و آسیایی، روند اعطای حق رای به زنان در این جوامع سرعت یافت و کشورهایی همچون چین(1948)، سوریه (1949)، هائیتی (1950)، سیرالئون (1951)،مصر (1956)، سنگاپور (1957)، عراق (1958)، ایران (1963)، افغانستان (1956)، فیجی (1966)، زامبیا (1978)، اردن (1984) و آفریقای جنوبی (1994) برای زنان خود حق رای قایل شدند.

 

 

 به گزارش دفتر مطالعات بین الملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) 21 اکتبر سال 1944 میلادی (29 مهرماه 1323) مصادف است با سالروز اعطای حق رای به زنان در فرانسه؛ از این رو بررسی سیر تاریخی اعطای چنین حقی به زنان و همچنین وجود دیدگاه های تبعیض آمیز نسبت به زنان در این زمینه، حاکی از آن است که اعطای حق رای به زنان طی 100 سال گذشته، تحت تأثیر عوامل مهمی از جمله وقوع جنگ های جهانی اول و دوم و اتخاذ خط مشی های رو به جلو در زمینه های تحقق دموکراسی در جوامع مختلف بوده است.

 

حق رأی زنان در ایران:

شرکت زنان در انتخابات/بهمن ١٣۴١

پس از پیروزی انقلاب مشروطه ایران در سال ۱۹۰۶، مجلس نمایندگان مردم در تهران گشوده شد. مردم ایران برای نخستین بار با انتخاب نمایندگان خود برای حضور در مجلس شورای ملی، در امور سیاسی مشارکت مستقیم پیدا کردند.در نخستین نظام‌نامه انتخابات مجلس شورای ملی، زنان از حق رأی اعم از انتخاب شدن یا انتخاب کردن محروم شدند. در نظام‌نامه مجلس شورا زنان،خارج شدگان از دین اسلام،دیوانگان،تبعه خارجه،دزدان و قاتلین،گدایان و متکدیان و اشخاصی که کمتر از ۲۰ سال داشتند؛ فاقد حق رأی شناخته شدند.

در سال ۱۳۲۲ طرح اعطای حق رای به زنان از سوی نمایندگان حزب توده در مجلس ارائه شد

محمد مصدق، در قانون انتخاباتی همچنان زنان را از حق رأی محروم دانسته بود؛ وقتی مشاوران مصدق با این استدلال که در قانون اساسی همه شهروندان برابرند، اعطای حق رأی به زنان را پیشنهاد کردند، علما با حمایت طلاب و بزرگان اصناف اعتراض کردند که در شرع اسلام حق رأی فقط به مردان داده شده است.کاشانی نیز تأکید کرد که دولت باید حتماً از دادن حق رأی به زنان جلوگیری کند، چرا که آنان باید در خانه بمانند و به وظیفه اصلی خودشان یعنی خانه‌داری و پرورش فرزند بپردازند در دور دوم مجلس شورای ملی؛ ماده چهارم نظام‌نامه انتخابات به بحث و بررسی رسید. در این جلسه، محمدتقی وکیل‌الرعایا نماینده مردم همدان از حق رأی زنان پشتیبانی کرد و در مخالفت با نظام‌نامه انتخابات سخن گفت. سپس ذکاءالملک و حسن مدرس در مجلس سخن گفتند و حق رأی زنان را مورد نکوهش قرار دادند. حسن مدرس، استدلال کرد که قوانین موجود به خوبی حقوق زنان را حفظ می‌کند و هشدار داد که اعطاء حق رأی به زنان به بی‌ثباتی سیاسی، فساد مذهبی و هرج و مرج اجتماعی خواهد انجامید. هنگامی که طلاب قم برای مخالفت و اعتراض با پیشنهاد اعطای حق رأی به زنان به خیابان‌ها ریختند، یک نفر کشته و دوازده تن مجروح شدند.

در سال ۱۹۶۲، لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در هیئت دولت ایران به تصویب رسید. بر اساس این لایحه، زنان برای نخستین بار اجازه شرکت در انتخابات و نامزد شدن برای انتخابات را پیدا می‌کردند. آیت الله خمینی جلسه‌ای در قم تشکیل داد و سرانجام تصمیم به ارسال تلگراف به محمدرضا شاه پهلوی در جهت به مخالفت با سه بند لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی از جمله اعطای خق رای به زنان ایرانی گرفت که اصل مربوط به حق رأی زنان از مهمترین اعتراضات وی بود. محمدرضاشاه، تصمیم‌گیری در این مورد را به دولت اسدالله علم واگذار کرد. اسدالله علم در یک سخنرانی حرکت‌های علیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را حرکات مرتجع و مخالف ترقی زنان دانست. آیت‌الله خمینی نیز در یک سخنرانی در قم، تأکید کرد که با ترقی زنان مخالف نیست، بلکه با فحشا مخالف است. با این حال در آستانه انقلاب اسلامی ایران، آیت الله خمینی مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان را مطابق قوانین اسلام تلقی کرد و زنان را تشویق به مشارکت سیاسی نمود





کلمات کلیدی :انتخابات و کلمات کلیدی :زنان و انتخابات و کلمات کلیدی :حق رای زنان




تبادل لینک متنی نیاز شهر برای مدیران سایت ها

مسکن یاس - تبلیغات ریگان و تبادل لینک

Persian Websites Directory